معرفی معماران بزرگ جهان لویی کان
متولد سال 1901 استونی، امپراطوری روسیه
1974، نیویورک، امریکا

لویی در خانواده یهودی متولد شد، نامی که با آن متولد شد و بعد ها در امریکا آن را به لویی کان تغییر داد، ایتزه لیب شامیلوسکی بود، سختی زندگی در استونی و فقر باعث مهاجرت آنها به امریکا شد.
لویی در 5 سالگی به همراه خانواده به امریکا مهاجرت کرد، پدر وی بعدا در امریکا به خدمت ارتش در امد.
فقر خانواده تا جایی بود که حتی پول خرید مداد برای لویی را نداشتند، او برای خود از ذغال مداد هایی ساخت و از فروش نقاشی هایش در همان دوران کودکی شروع به کار کرد ، همچنین در کنار آن به پیانو زدن برای موسیقی متن فلیم های صامت مشغول شد.
در3 سالکی نور ذغال سنگ گداخته در اجاق برایش جالب بود و بدون اینکه از داغ بودن آگاهی داشته باشد ذغال سنگ را برداشت و در یقه خود انداخت، که آثار سوختگی را تا آخر عمر با خود همراه داشت، سوختگی باعث شد، چهره وی زیبایی سابقش را نداشته باشد، تا جایی که پدرش ارزویی مرگش را می کرده که در آینده زجر نکشد، ولی مادرش معتقد بود لویی با همین نشانه ها روزی مرد بزرگی خواهد شد.
لویی بعد از اتمام لیسانسش در دفتر معماری جان مولیتور به عنوان نقشه کش مشغول به کار شد.
در سال 1928 به اوپا سفر کرد، و به دیدن آثار معماری مورد علاقه اش در فرانسه و اسکاتلند رفت، بعد از یک سال گشت گذار در اروپا به امریکا برگشت و در دفتر پائل فلیپه کریت(عکس زیر)، همکلاسی اش در دانشگاه مشغول به کار شد. و بعد به شرکت دیگری رفت.
لویی بعد از کار در شرکت های مختلف معماری در سال 1935 آتلیه معماری خود رو تاسیس کرد، در کنار تدرس خصوصی و تدریس در مدرسه معماری ییل تا سال 1957، و از آن به بعد تا آخر عمر در دانشگاه پنسیلوانیا در دانشکده معماری مشغول به تدریس بود.
زندگی خصوصی لویی متشکل از سه خانواده بود، با سه زن متفاوت بود استر(زن قانونی)، آنی و هریت. که حاصل آنها دو دختر و یک پسر بود هر کدام از یکی از زنها.

سبک بین المل تندرو یا متعصب سبکی بود که لویی از آن تبعیت می کرد. سبک معماری لویی ، الهام گرفته از معماری گذشته بود در عین اینکه احجام بتنی سنگین او می تواند یکی از بارز ترین شاخصه های معماری های او باشد. و در کارهای او چیزی پنهان نمیشد همه چیز رو بود اتصالات، مصالح و ... (بروتالیسم) شایان ذکر است که وی تا 50 سالگی سبک شاخصی نداشت
در سال 1974 لویی بر اثر حمله قلبی در دست شویی ایستگاه پنسیلوانیای نیو یورک جان به جان آفرین تسلیم کرد. سه روز ناشناس باقی ماند به خاطر اینکه آدرس منزلش که در پاسپورتش نوشته شده بود را قبل از مرگ خط زده بود و قابل خواندن نبود، در ضمن او از سفر طولانی از بنگلادش برمی گشت و در آن زمان شدیدا مقروض بود.
از جمله آثار او:
مجلس ملی بنگلادش در داکا ۱۹۶۲
موسسه اداری در احمد آباد - هند - ۱۹۶۳
موزه ملی کیمبل ۷۲-۱۹۶۶
بیمارستان مرکز ایوب در داکا ۱۹۶۳
گالری هنری دانشگاه یل ۵۴-۱۹۵۰
بنای یادبود شش میلیون یهودی ۶۹-۱۹۶۷
ساختمان آزمایشگاههای پزشکی دیچاردز، پنسیلوانیا ۶۱-۱۹۵۷
توسعه شهر سازی محله عباس آباد تهران با مشارکت کنزو تانگه

موزه هنر کیمبل
کتابخانه فیلیپ اکستر
![]()
دانشگاه هنر ییل
من فکرمی کنم که معماری بخش بزرگی برای ترویج فرهنگ بین مردم هستش... مردم اون چیزی رو که میبینند الگوی خودشون قرار میدهند...پس بامعماری خوب ودرست می شه فرهنگ مردم رو به حد اعلاء برسونیم